تبلیغات
جوان و ازدواج - مطالب عمومی
در حال راه اندازی - به زودی !
14 فیلم از مستربین



برای ارتباط با ما بر روی شکلک زیر کلیک کنید.
Yahoo ID : ali70xp@yahoo.com

با ثبت ایمیل خود در خبرنامه زیر از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید :

 
اضافهحذف






بازديدهاي امروز:
 بازديدهاي ديروز:
 كل بازديدها:
 كل مطالب:
 كل نظرات:

-

برای دریافت کد کلیک کنید

شما می توانید با انتخاب شبکه ی دلخواه آن را به صورت آنلاین در پلیر خود تماشا کنید



«« جستجو گر »»



 

                    

وقـتی اولیـن بار کسی را می بیـنیم، صرفنـظر از مـحیـط یـا طریقه این ملاقات، یا مجذوب او می شویم یا نمی شویم. ایـن مجذوبـیت اولیـه اگـر دنـبال شود، سرانجام به دوستیمنـجر شـده و بـعد ممـکن است از حصار و موانعی که برای مـحافظت از خـود در اطرافمان کشیده ایم عبور کرده تـبدیل به عشق شود. جاذبه معمولاً تصمیم آنی از دوست داشتن یا نداشتن است که به معیارهای ناخودآگاه ما برمی گردد. وقتی کسی را رو در رو ملاقات کنیم، سعی می کنیم او را با معیارهای فیزیکی و ظاهری بسنجیم. اگر از طریق نامه، تماس های تلفنی یا چت های اینترنتی با کسی آشنا شویم، سعی می کنیم از طریق نحوه صحبت کردن و گفتگویشان و اینکه چقدر حرف زدن با آنها برایمان جالب و سرگرم کننده است، آنها را بسنجیم. کاملاً حقیقت دارد که در اینترنت مردم می توانند هر طور که بخواهند رفتار کنند، و هر شخصیتی باشند که می خواهند. اما آخر کار خودِ واقعیشان از شکاف شخصیتی که برای خود ساخته اند به بیرون نفوذ می کند و خودِ واقعیشان را می بینیم. نکته اخلاقی این چیست؟ اینکه بهتر است خودمان باشیم. چون ممکن است روزی پیش بیاید که مجبور شوید یا بخواهید که فرد آنطرف مکالمه اینترنتی را ملاقات کنید. از طرف دیگر وقتی خودِ واقعی طرف مقابل را ملاقات می کنید، یادتان باشد که زمان باعث شده آن فرد را دوست داشته باشید، به خاطر چیزی که در فکرشان و قلبشان است. ممکن است تصور کنید آن معشوقی را پیدا کرده اید که دقیقاً مثل شما فکر میکند و دقیقاً مثل شما احساس می کند. هیچ کس کامل نیست. همه ما اشکالات و نقص هایی داریم. اینکه بخواهیم فرد "مناسب" را برای خودمان پیدا کنیم اشکالی ندارد. اما اگر بخواهیم فرد "کامل" را پیدا کنیم، به جرات می توانم بگویم که غیر ممکن است. چون هیچ فرد کاملی وجود خارجی ندارد. وضعیت ظاهری این فرد به اندازه وضعیت روحی و درونی او اهمیت ندارد. ما عاشق روح افراد می شویم نه قد و قواره و ظاهرشان. و گرچه برای بهتر کردن ظاهرمان می توانیم کارهایی انجام بدهیم، اما این نباید معیار اصلی ما برای دوستی باشد. ما عاشق قلب انسانها می شویم، عاشق درونشان، خودِ واقعیشان. مسئله مهم همین است.

             


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :یکشنبه 9 اسفند 1388 | نظرات []

ازدواج انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید، آنوقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید. • ازدواج یکنواخت  وقتی ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید. همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد. با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید          

ادامه مطلب | نوشته :علی محمدبا | تاریخ :یکشنبه 9 اسفند 1388 | نظرات []

عشـق مـیـان دو فـرد طــی چنـــدین مرحله متفاوت تکامل می یـابد که به مـنـظور بــقای عشق هر کدام ازاین مراحل اهمیت خاص خود را دارا میباشد این مراحل شامل: مجذوب شدن، دلربایی، هوس (اشتیاق مفرط)، صمیمیت و تعهد است: 1 - مرحله مجذوب شدن واکنــش مـثـبـت نسـبت به یک شخص است که خود به دو مرحله تقسیم بندی میگردد: * مجذوب شدن فیزیکی: هنگامــی روی مــــی دهد که جـسم شمـا نــــسبت به یک شخص از خود واکنش نشان میدهد. واکنشهایی همچون: افزایش ضربان قلب، افزایش درجه حرارت بدن، تعریق کف دستها و دلهرگی. این مرحله سطحی ترین و ابتدایی ترین مرحله عشق میباشد اما در عین حال یکی از قدرتمند ترین عوامل است. * مجذوب شدن عاطفی: هنگامی که اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شکل میگیرد. پس از آنکه شما از لحاظ فیزیکی مجذوب شخصی گردید سپس باب گفتگو را با وی خواهید گشود و اگر متوجه شدید که اشتراکاتی با یکدیگر دارا میباشید از قبیل سرگرمیها، طرز تفکر، ایدئولوژی، شغل، تحصیلات، علایق و دیگر زمینه های مشترک سپس از لحاظ احساسی مجذوب یکدیگر خواهید گشت. همچنین مجذوب شدن از لحاظ عاطفی حتی میتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فیزیکی نیز به وقوع بپیوندد. در این صورت پیوند و رابطه مستحکم تری ممکن است میان دو فرد ملاقات کننده پدید آید. زیرا پیشداوریها و پیش فرضهای مبتنی بر ظاهر فیزیکی دیگر وجود نخواهند داشت. 2 - دلربایی در اصل به عمل تلاش برای تاثیرگذاری و جلب توجه و نظر فردی دیگر توسط توجه متقابل و اهدای هدایا و غیره اطلاق میگردد. دلربایی نیز دو قسم است: دلربایی خودخواهانه و دلربایی غیر خودخواهانه و با خلوص نیت. دلربایی خود خواهانه: هنگامی روی میدهد که شما اقدام به اعمال رمانتیک میزنید صرفا بمنظور منفعت شخصیی خودتان. مانند هدیه دادن برای تحت تاثیر قرار دادن شریک خود. در واقع شما دلربایی را بعنوان یک آلت و به عنوان معامله بکار میبرید. دلربایی خالصانه:هنگامی روی میدهد که شما تنها برای دلخوشی و لذت شریکتان دست به اعمال رمانتیک میزنید. شما نیز تنها از خوشحالی و لذت شریک خود ابراز خوشنودی میکنید. دلربایی (و یا عشق) خودخواهانه خیلی زود به سردی گراییده و زایل میگردد. اما دلربایی ( و یا عشق) عاری از هر گونه خودخواهی تداوم خواهد یافت. از آنجایی که دلربایی و رمانتیک بودن یک عمل میباشد بسیاری از افراد که مدت زیادی را با یکدیگر گذرانده اند آن را به دست فراموشی میسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله های آن را مجددا افروخته سازند. 3 - مرحله هوس(اشتیاق مفرط) آرزوی داشتن فردی، تا آن حد که جدایی از آن فرد غیر ممکن میگردد. این هنگامی است که رابطه احساسی مبدل به رابطه فیزیکی میگردد. این مرحله بسیار حائز اهمیت است. این مرحله لحظه ای است که رابطه به یک دو راهی منشعب میگردد که دو فرد میباید یکی از آن دو راه را برای ادامه مسیر برگزینند: یک راه که به تباهی می انجامد و مسیر دیگر که به مرحله والاتر منتهی میگردد. 4 - مرحله صمیمیت به یک ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک اطلاق میگردد. دو فرد افکار، عقاید، احساسات و رویاهایشان را با یکدیگر قسمت میکنند. در یک صمیمت حقیقی چیزی برای پنهان ساختن از یکدیگر وجود نخواهد داشت. صمیمیت یک پدیده ناگهانی نبوده بلکه یک روند تدریجی و پیشرونده میباشد که هیچگاه متوقف نمیگردد. هرگاه صمیمیت در یک رابطه وجود نداشته باشد ممکن است آن رابطه برای مدتی دوام بیاورد اما همیشگی نخواهد بود. 5 - مرحله تعهد به التزام برای صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختیها و خوشیهای زندگی اطلاق میگردد. اگر شما قادر بوده اید تا این مرحله از عشق پیشروی کنید پس چرا میخواهید به همه چیز پشت پا بزنید؟ به یکدیگر گوش دهید، با یکدیگر سازش کنید و به خاطر داشته باشید که برای دستیابی به این مرحله و موفقیت مسیر دشواری را پیموده اید. بنابراین قدر جایگاه خود را بدانید.

                          


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 5 اسفند 1388 | نظرات []

متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است. امروزه برخی از کانال های تلویزیونی مانند REALITY TV درمورداین موضوع برنامه های متعددی دارند اما براستی چرا برخی از مردان خیانت می کنند؟ همه مردان تا حدی می دانند که خیانت کار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می شوند. در ادامه 10 دلیل اصلی خیانت در مردان را می خوانید. دلیل شماره 10 • عدم رقبت همسر به داشتن روابط جنسی  برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد که ایـن امـر مـمـکن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد. دلیل شماره 9 • خیانت همسر برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام کـردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیر منطقی مینماید. دلیل شماره 8 • زیاده خواهی و تنوع طلبی  برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عـمل زشـت تن می دهند. آنها به زن به دیده "غنیمت جنسی" می نگرند و با وجود یک زن در زندگی، تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.دلیل شماره 7 • بی خطر شمردن خیانت از دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد. این ضرب المثل قدیمی تازمانیکه دوربین مدار بسته ای برای کنترل مردان وجودنداشته باشدحقیقتی محسوب میشود. برخی تصور می کننـد که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود برمیشمارند. اما توجه داشته باشـیـد که هـر قـدر مـردان به دلیل عدم کنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی و کنترلی خود را گسترش خواهند داد. دلیل شماره 6 • عقده های جنسی  بعضی مردان مایلند بدانند که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می آید که آیا هنـوز در بازار خریداری دارند یا خیر که یافتن این پرسش ممکن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیرمشروعشان سوق دهد.  دلیل شماره 5 • بولهوسی و هوسرانی  این یک حقیقت غیر قابـل انـکـار اسـت کـه مـردان هوسران توانایی "نه" گفتن در روابط جنسی را نُـدارنـد. بـا ایـنـکه آنـهـا بـطـور هـمیـشـگـی با پـیشـنهادات جـنسی بمباران نمیشوند، گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می کنـنـد کـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی میدهند. دلیل شماره 4 • اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع ها و مجادله های فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد کمک می کنــد. دلیل شماره 3 • سهل انگاری زنان اکثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او می بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد.حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند.این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را میدهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد. دلیل شماره 2 • عدم جذابیت همسر سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می شود. به این معنا که دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارد و مانـنـد گـذشته به شیفتن شوهرشان نمی پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت. دلیل شماره 1• از بین رفتن عشق و علاقه  افسوس که پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را که در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست میدهند. اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شـده. جـدایی بسیار دردناک و تاثر برانگیزاست. پس بجای جدایی باید چاره ای اندیشید و به زندگی شیرین در کنار هم ادامه داد. نتیجه: خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا" دیر یا زود گریبان گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود. صادق باشید.


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 5 اسفند 1388 | نظرات []

 اصلاح الگوی مصرف در ازدواج!؟

زندگی هایی که عمرشان بیشتر است

ازدواج

زمان های قدیم البته نه چندان دور،حدود بیست سی سال گذشته رسم و رسومات جشن عروسی و ازدواج با کمترین هزینه و به دور از چشم و هم چشمی های آشنا و فامیل برگزار می شد اما امروزه برپایی مراسم جشن عروسی و فراهم کردن امکانات اولیه ازدواج به دغدغه اصلی جوانان و خانواده های آنان تبدیل شده است.

 

جدل برای خرید حلقه تا جشن در بهترین تالار عروسی

از خرید حلقه تا آیینه و شمعدان و لباس عروس و داماد تا تالار عروسی بحث و جدل بین زوجین و خانواده های آنان تا حدی است که به گفته کارشناسان امور خانواده این مسائل در بین زوجین در دوران نامزدی به جدایی منجر می شود.

گاهی مواقع  زوجین به حدی مسائل مادی و هزینه های مراسم عروسی برایشان مهم می شود که یادشان می رود برای چه هدفی تصمیم به زندگی مشترک گرفتند.

نه تنها معیارهای ازدواج در حال حاضر تغییر کرده اند بلکه این تغییرات تمام آیین ها و سنت آغاز یک زندگی مشترک را در برگفته است تا حدی که معیار یک مراسم ساده شب عروسی به مجلل ترین جشن با هزینه های میلیاردی تبدیل شده است.

با توجه به فرامین مقام معظم رهبری که شعار امسال را اصلاح الگوی مصرف برشمردند باید جوانان در شرف ازدواج این شعار را در در آغاز ازدواج خود در نظر بگیرند تا بتوانند بر همین اصل در دوران زندگی مشترک به اهداف بالاتر دست پیدا کنند.

تضمین کننده ازدواج پایدار چیست؟

هر بنایی با پی ریزی محکم آن دوام خواهد داشت و بنای ازدواج با تغییر در الگوهای مصرف به خصوص در دوران نامزدی و خرید عروسی و فرهنگ درست خرید کردن در بین زوج ها دوام زندگی مشترک را مستحکم تر و تضمینی برای روزهای سخت خواهد بود.

مهیا کردن شرایط ازدواج و مراسم عروسی باید با تغییر فرهنگ غلطی که در دو سه سال گذشته در بین زوجین و خانواده ها با چشم و هم چشمی رواج یافته به فرهنگ صحیح و بر اساس اصلاح الگوی مصرف تبدیل شود تا مشكلات اقتصادی ،بالابودن هزینه تهیه جهیزیه، میزان مهریه ، اجاره و خرید خانه، بالابودن هزینه مراسم عروسی موانع سد راه ازدواج جوانان نشود.

درست است که برای تأمین اکثر نیازهای بشریت، پول مهم است، اما همه آن نیست . حتی این که پول فراوان، ممکن است سودی نداشته باشد که هیچ ، بلکه درد سر آفرین نیز شود .

ازدواج دانشجویی

 

زندگی های با دوام

محسن نامدار کارشناس مسایل خانواده وازدواج در این باره  گفت: برای آغاز زندگی مشترک یکی از شروط ، داشتن پول برای فراهم کردن یک زندگی متوسط است اما شرط کافی نیست یعنی مادیات نمی تواند جز عواملی باشد که تضمین کننده یک زندگی پایدار است ،چه بسا افرادی بودند که با هزینه های بسیار بالا ، مجلل ترین مراسم های ازدواج را بر پا کردند ولی متاسفانه دوام زندگی شان به چند ماه بیشتر نینجامید. آمار ها نشان می دهد که ازدواج های آسان و با صرف هزینه های معقول پایدارتر از ازدواج های پر زرق وبرق است.

 

 

جوانان موانع اقتصادی را مهمترین مشكل ازدواج می دانند

دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران نیز در این خصوص این است:"جوانان موانع اقتصادی را مهمترین مشكل ازدواج می دانند." و به گفته آنان بیش از 70 درصد مشكلات جوانان برای ازدواج مربوط به مسائل اقتصادی است و همچنین عدم گرایش بسیاری از افراد در جامعه به امر ازدواج ،‌ الگوبرداری از فرهنگ غرب در برگزاری مراسم ازدواج است. اما با چرخاندن زاویه دید به مسئله ازدواج و فراهم کردن امکانات و شرایط مراسم ساده جشن و خرید عروسی باعث رواج الگوی صحیح در بین جوانان خواهد شد .

 

ازدواج به دور از افراط و تفریط

اگر در حال حاضر جوانان کمی از سختگیری‏ها بکاهند و با دقت و به آسانی به آن بنگرند و فقط به مهیا کردن شرایط ازدواج بیندیشند ،دیگر خبری از افزایش سن ازدواج و ترس از ازدواج به دلیل مشکلات اقتصادی در میان جوانان نیست!

البته جوانان باید از زندگی پدر و مادرها درس بگیرند که زندگی ساده ولی با صبر و گذشت و به دور از افراط و تفریط، توانسته اند یک زندگی خوب داشته باشند.


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :سه شنبه 20 بهمن 1388 | نظرات []

خیلی ها بارها از من سوال کرده اند که آیا می توان دوباره به وضع سابق برگشت؛ یعنی همه چیز دوباره مثل روز اول آشنایی یا روز اول عاشق شدنمان شود ؟ پاسخ من این است: شما نمی توانید برای تمام عمر عاشق شوید. بالاخره یک روز می آید که از عشق بیرون می آیید. تغییر تنها مسئله دائمی و ثابت در دنیاست. زندگی همیشه آنطوری که هست نمی ماند.به دلیل همین تغییر است که زندگی همیشه زیبا است.اما به خاطر ایمانتان می توانید تا پایان عمر کنار هم بمانید.برای اینکه رابطه تان را بادوام نگه دارید، باید یاد بگیرید چطور به دعواها و مشاجراتتان پایان داده و اختلافات را از میان بردارید.1. مراقب اوقاتی باشید که می خواهید با قدرت هر چه تمامتر حرف خودتان را به کرسی بنشانید.از بحث کردن با او درمورد اینکه کجا می رود و کجا می آید، چرا برای بچه ها به اندازه کاف یوقت نمی گذارد، چرا آنطور که شما دوست دارید جلوی دوستانتان رفتار نمی کند، چرا مدل موهایش را آنطوری درست می کند و از این قبیل، خودداری کنید.باید بفهمید که با این کارها فقط می خواهید همسرتان را آنطور که خودتان دوست دارید بسازید، نه طوری که خودش دوست دارد زندگی کند                                                 

ادامه مطلب | نوشته :علی محمدبا | تاریخ :شنبه 10 بهمن 1388 | نظرات []

                             

کامران و مونا تا مرز طلاق پیش رفته بودند. از ازدواج آنها 12 سال می گذشت ولی متاسفانه به جایی رسیده بودند که به هیچ وجه نمی توانستند با هم ارتباط برقرار کنند و در صورت هر گونه گفتگویی کار آنها به جر و بحث و دعوا کشیده می شد. این مرحله دقیقاً همان جایی است که روانشناسان آنرا به عنوان جدایی عاطفی نام نهاده اند. آنها به راحتی برای روزها با هم صحبت نمی کردند و هیچ کاری هم به کار هم نداشتند. هر یک از آنها به گوشه خلوت خود پناه می برد و از درون احساس تنهایی میکرد، اما متاسفانه شیوه های ارتباطی آنها ضعیف بود و به هیچ وجه قادر نبودند که احساسات معنوی خود را به یکدیگر انتقال دهند. می توان گفت که آنها اصطلاحاً درگیر یک "جنگ سرد" شده بودند و هر یک از طرفین منتظر بود تا طرف دیگر اولین حرکت را انجام دهد و یخ های موجود را بشکند


ادامه مطلب | نوشته :علی محمدبا | تاریخ :جمعه 9 بهمن 1388 | نظرات []

بدون در نظر گرفتن خصوصیات فردیتان – چه یک مرد قدرتمند با عقاید جسورانه باشید، چه یک فرد میانه رو و صلح طلب و یا یک انسان غیر فعال با هیکل ژله ای – حدس بزنید چه اتفاقی برای شما رخ می دهد؟ حتی اگر از سنگ هم ساخته شده باشید، شما به قرار ملاقات دعوت می شوید، به بحث و مشاجره کشیده می شوید و "از دیدگاه فمینیستی" به طور قطع در آن شکست می خورید. پای هر فردی، در هر شرایطی به هر حال روزی به مشاجره باز خواهد شد. شاید زمانی که نوبت به اثبات مردانگیتان می رسد، در انجام آن ناتوان باشید.حتی اگر نیت شما پاک باشد، باز هم طوری صحبت می کنید که بازنده بودنتان از همان ابتدا به ساکن واضح و مبرهن است. تنها استراتژی که می تواند ما را از این خطرات در امان نگه دارد؛ این است که همواره برای مواجهه با یک چنین شرایطی از قبل خود را آماده کنیم. هیچ وقت اتفاق نمی افتد که با جیب خالی و زیرپیراهنی بلند شده و به خیابان بروید؛ پس چرا در یک رابطه چنین کاری را انجام نمی دهید؟  قوانینی برای پیروزی  هیچ مردی نمی خواهد در مقابل دختر مورد علاقه اش شکست بخورد و مشاجره را ببازد و به دختر اجازه دهد تا آنجا که می تواند او را مورد عتاب و سرزنش قرار دهد. در این مورد قوانین خاصی وجود دارند. حواس خود را جمع کنید.در زمان مشاجره تنها به یک دلیل عقل و منطق  شما زایل می شود: خانم ها هیچ وقت نمی پذیرند که در اشتباه هستند

ادامه مطلب | نوشته :علی محمدبا | تاریخ :جمعه 9 بهمن 1388 | نظرات []

انتخاب همسر به سبک جوان امروزی  

ازدواج   

دوره و زمونه عوض شده... جوون هم بود جوون های قدیم . وقتی اسم ازدواج می آمد تا گوششان سرخ می شد. کدوم دختری تا این سن و سال خون هی پدر می ماند؟ کدوم پسری رو حرف پدر ومادرش و انتخاب اونا حرف می زد؟قبل از دخترا بخوان به خودشون بیان رفته بودن خونه ی بخت و مشغول بچه داری می شدن . ....

شاید شما هم این حرف ها را از مادر بزرگاتون شنیده باشید. وقتی از این تعریف می کنه که سر سفره ی عقد برای اولین بار از تو آینه به همسر آینده اش نگاه می کنه و خاله خانم از پشت نیشگونش می گیره که سرت را بنداز پائین وگرنه قوم داماد می گن چه عروس پر رویی!!ازدواج

سال ها قبل وقتی پدر بزرگ ومادر بزرگ ما در آستانه ی ازدواج قرار می گرفتند ،خانواده ها نقش اصلی را بر عهده داشتند و وقتی خانواده ها به توافق می رسیدند ،دیگر مخالفت دختر یا پسر معنی نداشت . در نسل بعد یعنی هنگام پیوند پدر ومادر ما وضع کمی فرق کرده بود ، سن ازدواج کمی بالاتر آمده بود، فرزندان هم اظهار نظر می کردند .همدیگر را قبل از عقد می دیدند اما باز هم نظر خانواده ها و تفاهم آن ها با هم مهم تر بود. اما بشنوید از نسل خودمان ...

سبک و شیوه ازدواج پا به پای برگ‌های روز شمار تقویم تغییر کرده بود و به همراه خود سبک جدیدی را به ظهور رسانده بود: شناخت، عشق و علاقه که به دنبال خود معیار های جدیدتری را نیز به همراه داشت.

 

 

جوان ها دیگر برای ازدواج تمایلی به دنباله روی از والدین خود ندارند. بلکه تمایل دارند همسر آینده شان را بدون دخالت دیگران انتخاب و با کسی ازدواج کنند که از صمیم دل به او علاقمند باشند.

معیارهای نسل حاضر با گذشته گرچه تفاوت زیادی کرده است اما حالا هم مثل گذشته اگر پای عشق وعاشقی به میان بیاید ،وقتی دختر و پسر خود را در دام عشق ببینند، دختر حاضر می‌شود روی یک روزنامه زندگی کند اما با پسری که در تب عشق او می ‌سوزد .تنها چیزی که بین تمام نسل ها در بحث ازدواج تکرار می شود همین چشمان کور است وقتی دل گرفتار می شود.

هم در زمان حال و هم در نسل پدر ومادر ها و هم نسل پدربزرگ ومادر بزرگ ها ، هر وقت عشق وعاشقی هایی با رنگ و لعاب جوان پسند به وجود بیاید ، افراد از فکر کردن صحیح عاجز شده و فقط به وصال فکر می کنند که البته در گذشته به خاطر کم بودن ارتباطات دو جنس این اتفاق گستردگی کم تری داشته است اما این روز ها به وفور دیده می شود.اما صحبت ما سر معیار جوانان برای همسرآینده است که خیلی با گذشته متفاوت شده است. طبیعی است که نحوه ی انتخاب همسر با تغییر کردن روابط ،تغییر کند و اصلا کسی توصیه نمی کند امروزه جوانان مثل سال ها پیش ازدواج کنند زیرا دنیا عوض شده و دیگر کسی شریک زندگی اش را برای بار اول سر سفره ی عقد نمی بیند اما همین تغییر در نحوه ی آشنایی در معیار ها هم به وجود آمده که کمی نگران کننده است.آن روزها، مادربزرگ منتظر مردی بود که بتواند به او تکیه کند و همانند مادرش با لباس سفید به خانه بخت بیاید و با لباس سفید از آن خارج شود. مردی که قوی ،با اراده باشد . پدر نیز خواهان زندگی با دختری بود که مطیع، سر به زیر، کمی با سواد، کد بانوی ماهر به طوری که وقتی به خانه پای می گذارد تمام خانه برق بزند و بوی غذایش چند کوچه آن طرف‌تر را با خبر کند و همسر و مادری دلسوز که فرزندانش را نیکو بار بیاورد و با خانواده اش کنار بیاید.ماه

اما واقیعت این است که برخی پسرهای این زمانه به سراغ دختری می روند که یکی یک دانه، از یک خانواده ی ثروتمند باشد. شاغل و اجتماعی باشد. بتواند جهازیه ی خوبی بیاورد و سایه ی پدری بالای سرش باشد که در مواقع لزوم از دامادش با  پولش حمایت کند. البته معیار جذابیت قیافه و ظاهر هم که روز به روز پر رنگ تر می شود .

دختر خانم ها هم اگر پسری با یک ماشین مدل بالا ،خانواده ای با کلاس ،تحصیلات دهن پر کن (که البته این مورد را ثروت پدری پوشش می دهد)

عاشق پیشه و رمانتیک به خواستگاری شان بیاید ،ذوق زده شده و بار اول بله را می گویند.

البته همه می دانیم که اصالت واخلاق وایمان مهم است و جزءمعیارهایمان قرار می دهیم ولی زمانه تغییر کرده است و داماد بی خانه به درد نمی خورد!!!جوون های عاقل واندیشمند تبیانی ،امیدوارم ناراحت نشده باشید. ما منکر آن هایی که در همین ایام هم هنگام انتخاب معیار های درست دارند و تمام سنت های نسل قدیم را زیر سوال نمی برند ،نیستیم اما قبول کنید که در نسل ما معیار انتخاب شریک زندگی از هر دو طرف کمی اشتباه می باشد و بهتر است کمی واقع بین تر شود که در ایینصورت آمار مراجعه به دادگاه خانواده در یک سال اول بعد از ازدواج سال به سال بیشتر نشود.  هر چند بخشی از این آمار مربوط به عدم یاد گیری مهارت های زندگی است اما مبنای انتخاب هم بسیار مهم است.

بهتر است فراموش نکنیم ازدواج انتخاب همراهی است برای زندگی .و زندگی پائین وبالا زیاد دارد و به این سادگی ها نیست....بکوشیم شریک مناسبی انتخاب کنیم .


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 7 بهمن 1388 | نظرات []

ازدواج در زندان باورهای غلط

ماشین عروس

یك پسر جوان برای شروع ازدواج باید علاوه بر داشتن شغل خوب و درآمد كافی سند ششدانگ منزل مسكونی هم به نامش خورد. و خودرویی شیك زیرپایش بوده باشد! و دختر خانم هم باید حداقل 5 برابر قیمت تمام دارایی های شوهر مهریه داشته باشد و آنچنان جهیزیه ای با خود به خانه بخت بیاورد كه با دارایی های شوهر برابر می كند!

 

انتظارات و توقعات فوق چندان با اغراق همراه نیست .حال اگر كسی ندارد ، تكلیفش جداست اما سطح فرهنگی جامعه ما چنین انتظاری از دختر و پسر جوان دارد كه ریشه بسیاری از مشكلات قبل، هنگام و پس از ازدواج محسوب می شود.


ادامه مطلب | نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 7 بهمن 1388 | نظرات []

تغییر دادن شخصیت همسر پس از ازدواج

اغلب به دختران و پسران می آموزند كه با فردی ازدواج كن كه پس از ازدواج شخصیت او را آن طور كه می خواهی تغییر بدهی. باید به این عده گفت شاید همسر شما دچار یك نوع ضعف اخلاقی باشد كه پس از ازدواج با دلگرم كردن او به زندگی خانوادگی بتوانید آن ضعف را در او از بین ببرید. اما محال است بتوانید شخصیت فردی یك نفر را عوض كنید. زیرا از همان دوران كودكی تمامی دیده ها و شنیده ها و اندرزها در فرم دادن به شخصیت او نقش اساسی دارند. پس چطور ممكن است شما بتوانید كسی را مجبور كنید تمامی خاطرات ذهنی خود را كه در طول زندگی در ذهن او انباشته شده است از خود دور كند و از او شخص دیگری آنطور كه شما مایلید بسازد.

البته همانطور كه در ابتدا ذكر شد گاهی بعضی از اخلاق و رفتارهای غلط آدمی بر اثر عدم آگاهی است كه اگر نسبت به آن مسائل آگاهی و شناخت پیدا كند دیگر آن رفتارهای غلط را تكرار نمی كند. ضمناً فرد وقتی قادر است چنین تغییراتی در خود بدهد كه نیاز به تغییر را احساس كرده باشد. پس نباید فراموش كرد كه باید كسی را برای زندگی انتخاب كرد كه دور از عنوان های اجتماعی و تیپ ظاهر ، از نظر عقیدتی اشتراك زیادی با شما داشته باشد.


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 7 بهمن 1388 | نظرات []

چه کسی مرا خوشبخت‏ می کند؟
ازدواج

موضوعی که به طور وسیع در زمینه انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تاثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر می‏باشد. از بررسی سوابق موجود در زمینه نقش باورها در انتخاب همسر، لارسن، 9 باور غیرمنطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است. اگر در انتخاب همسر این اهداف را دنبال می کنید. سعی کنید در مورد باور ها و نگرش های خود تجدید نظر نمایید.

1- به دنبال نیمه‏ گمشده:

شخصی که دارای این عقیده است گمان می‏کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‏رسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود و به قضایا به صورتی کمال گرایانه می نگرند. و فکر می کنند که همسرشان باید از تمام زوایا شبیه باشد.

2- همسر کامل:

اعتقاد به این تفکر که «تا زمانی که فرد کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم.» کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.

ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‏رسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود

ادامه مطلب | نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 7 بهمن 1388 | نظرات []

ازدواج خوبه اما اسیر می شی...

ازدواج

روزی که دختر و پسر بزرگ می شوند و  وقت ازدواج شان می شود ، خانواده ها ، دوستان و اطرافیان ، جدی و شوخی حرف ازدواج را پیش می کشند. دختر با بلند شدن قدش و به اصطلاح خان�%8


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 7 بهمن 1388 | نظرات []

همسری با شم پلیس

انتخاب

از قدیم گفتن قبل از ازدواج دو تا چشم قرض بگیر و برای شناخت همسر آینده نهایت تلاش را بکن تا انتخابی شایسته انجام بدی و بعد از ازدواج چشم‏هات رو به روی معایب و کاستی‏ها ببند و سعی کن تا قدر  خوبی‏ها و محاسن رو بدونی.

اما مراحل شناخت قبل از ازدواج پروسه نسبتاً پیچیده‏ای است که عوامل متعددی رو در برمی‏گیرد و نیاز به اطلاعات تا حدودی روانشناختی ضروری است. خوب است که جوانان تا حدودی با انواع ویژگی‏ها و صفات منفی و حتی اختلالات شخصیتی آشنا باشند تا بتوانند حضور علائم هشداردهنده را در شخص مخاطب متوجه شده و آن را با روانشناس یا مشاور در میان بگذارند.  در این مقاله سعی داریم چند نوع از اختلالات شخصیتی را به شما معرفی می ‏کنیم تا با دیدی باز و علمی به شناخت برسید.

سوء ظنی ها دوست دارند انگیزه‏های پنهانی را در رفتار بی‏غرضانه دیگران بیابند و هیچ مسئولیتی برای شکست خود قائل نیستند. آنان شم پلیسی قوی دارند به زنگ تلفن، زنگ در خانه و رفت و آمدها حساسیت ویژه‏ای دارند.

افراد به لحاظ شخصیتی در پیوستاری از برونگرایی تا درونگرایی قرار دارند و بنا به تیپ  شخصیتی خود میزانی از این خصایص را به صورت غالب دارا هستند. شخصیت عبارت است از سبک‏های ویژه‏‏ا ی که هر فرد در فکر کردن و رفتار کردن دارد. لذا اگر شخصیت فرد یا الگوهای معمولی پاسخ‏های وی در برابر موقعیت‏ها را بشناسیم می‏توانیم رفتار او را در موقعیت‏های جدید پیش‏بینی کنیم. سبک‏های خاص شخصیت ‏زمانی ناسازگار تلقی می‏شود و یا به تعبیری دیگر شخصیت هنگامی اختلال‏آمیز است که شخص قادر نباشد رفتار خود را براساس تغییرات مشخص محیط تعدیل نماید و خود را سازگار کند.

ادواری ها افکار متضادی دارند. ناتوانی در کنترل خشم، بی‏ثباتی عاطفی (از خلق به‏هنجار تا اضطراب شدید و افسردگی)، اعمال خودآسیب‏گرایانه، الگوهای ناپایدار ارتباطی، و پیش‏بینی ناپذیری رفتارها از دیگر مشخصه‏های این اشخاص‏ است.

در فرایند شناخت اختلالات شخصیتی نیز  می‏توان اختلالات را در دو گروه برونگرایانه و درون‏گرایانه دسته‏بندی نمود.

اختلالات شخصیتی همچون وسواسی‏ها، سوء‏ظ‏نی‏ها، منزوی‏ها، خود شیفته‏ها و ادواری‏ها در دسته ‏درونگرایان جای می‏گیرند و اختلالاتی مثل صفات نمایشی‏ها، بزه‏کارها و پرخاشگرها از جمله گروه برونگرایان می‏باشند.

در سطور بعد هریک از این اختلالات را به تفکیک و البته مختصر به شرح می‏گذاریم. تا شما جوانان با دقت کافی در رفتارهای مخاطب خود به بررسی بپردازید و در صورت برخورد با رفتارهای مشکوک حتماً با روانپزشک یا روانشناس مشورت نمایید. دقت داشته باشید که هدف ما از ارائه این مطالب تشخیص دقیق و کامل نیست بلکه می خواهیم پیش زمینه ای را برای توجه به هشدارهایی که در اطراف هر یک از افراد وجود دارد فراهم سازیم تا در زمان مناسب نسبت به آنها اقدام نمایند. 

اختلال شخصیت

1- اختلال شخصیت پارانوییدی

(سوءظنی‏ها) افراد با این اختلال سه منش عمده را آشکار می‏سازند. عدم اعتماد گسترده و پایدار نسبت به دیگران، حساسیت زیاد نسبت به مسائل جزئی و بی‏اهمیت‏، تمایل به موشکافی  کردن محیط . آنان دوست دارند انگیزه‏های پنهانی در رفتار خاصی را در رفتار بی‏غرضانه دیگران بیابند و هیچ مسئولیتی برای شکست خود قائل نیستند. آنان شم پلیسی قوی دارند به زنگ تلفن، زنگ در خانه و رفت و آمدها حساسیت ویژه‏ای دارند.

 

2- اختلال شخصیت اسکیزوییدی (منزوی‏ها) شاخصه این نوع اختلال ضعف در روابط اجتماعی است. نقص و نارسایی در توانایی ایجاد روابط اجتماعی، عدم حساسیت به احساسات دیگران و فقدان مهارت‏های اجتماعی از ویژگی‏های این اختلال است. آنان کنار‏ه‏گیر، محتاط و منزوی هستند. دوستان بسیار کمی دارند و فاقد احساسات گرم و استعداد برای تظاهرات هیجانی می‏باشند.

 

3- اختلال شخصیت وسواسی: این افراد در تصمیم‏گیری‏های خود بسیار کند و محتاط عمل می‏کنند و به نوعی از اخذ تصمیم دچار ترس می‏شوند. از انجام دادن کارها هر چند با نتایج خوب راضی و خشنود نیستند. به دلیل کمال‏گرایی و انتظارات بالایی که از خود دارند کاری را شروع نمی‏کنند و یا ناتمام رها می‏کنند. زمان زیادی را صرف وقت در کار می‏کنند. این افراد در نظر دیگران افرادی رسمی، سخت‏گیر، وظیفه شناسی و مبادی آداب هستند.

اختلال شخصیت

 

 

4- اختلال شخصیت مرزی

(ادواری‏ها): ویژگی اصلی این اختلال بی‏ثباتی یا ناپایداری در زمینه‏های مختلف از جمله روابط بین اشخاص، رفتار و خلق و خو و خودپنداری است آنان پیوسته تغییر جهت می‏دهند. افکار متضادی دارند. ناتوانی در کنترل خشم، بی‏ثباتی عاطفی (از خلق به‏هنجار تا اضطراب شدید و افسردگی)، اعمال خودآسیب‏گرایانه، الگوهای ناپایدار ارتباطی، و پیش‏بینی ناپذیری رفتارها از دیگر مشخصه‏های این اشخاص‏ است.

 

 

 

 5- اختلال شخصیت خود شیفتگی: ویژگی افراد با این اختلال شامل احساس عجیبانه و بیگانه وار فرد نسبت به اهمیت خویشتن است .خود شیفته‏ها وابسته و افاده‏ای هستند. در مورد خود اغراق گونه به تعریف و تمجید می‏پردازند. خود بزرگ بینی در آنان باعث می‏شود که احساسات دیگران را نادید گرفته و نسبت به آن بی‏تفاوت باشند. آنان توقع فوق‏العاده‏ای از دیگران دارند. موفقیت و حتی حالات خود را در سطحی فراتر از معمول به رخ دیگران می‏کشند و مطرح می‏کنند. لباس‏های عجیب می‏پوشند و آرایش‏های غلیظی دارند.

 

آیتم های فوق از جمله اختلالاتی بود که می توان از آنها به عنوان اختلالات درونگرایانه نام برد . در مقاله بعد با ما همراه باشید تا اختلالات را در بعدی دیگر مورد بررسی قرار دهیم.

 

************انتخابی خوب و شایسته را برای شما آرزومندیم.***************


| نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 7 بهمن 1388 | نظرات []

دیگر از این بدتر نمی شود. احساس مریضی می کنید، نمی توانید لب به غذا بزنید و نمی دانید که چه احساسی دارید و به چه فکر می کنید. اما فکرتان خیلی مشغول است. یک لحظه خوشحالید و یک لحظه ناراحت، احساس آشفتگی و بی ثباتی می کنید. چه اتفاقی برایتان افتاده است ؟ چهار هفته ی اولی است که با شوهر آینده تان قرار ملاقات گذاشته اید. اولین چیزی که ممکن است قبل از یک قرار ملاقات اتفاق بیفتد، احساس آشفتگی و وحشت است. ممکن است تا به حال برای یافتن مرد ایده آل خود با افراد زیادی قرار ملاقات داشته باشید، اما هر بار این احساس رخ می دهد. بعد از قرار، با اینکه همه چیز عالی و خوشایند بوده باز ممکن است دچار این احساس شوید، چون اینجاست که مجبور می شوید در مورد این موقعیت و فرد مزبور کمی فکر کنید. باید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید با این فرد ادامه دهید یا اینکه همه ی وعده هایی را که شب گذشته با طرف داشته اید را امروز صبح فراموش کرده اید و نمی خواهید ادامه دهید

                                        


ادامه مطلب | نوشته :علی محمدبا | تاریخ :چهارشنبه 7 بهمن 1388 | نظرات []